ابوطلحه انصارى، بيشترين درختان خرما را در مدينه داشت وباغ او محبوبترين اموالش بود. اين باغ كه روبروى مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله واقع شده بود، آب زلالى داشت. رسولخدا صلى الله عليه و آله گاه وبىگاه وارد آن باغ مىشد واز چشمهى آن مىنوشيد. اين باغِ زيبا و عالى، درآمد كلانى داشت كه مردم از آن سخن مىگفتند. وقتى آيه نازل شد كه «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى ...» او خدمت پيامبر رسيد وعرض كرد: محبوبترين چيزها نزد من اين باغ است، مىخواهم آن را در راه خدا انفاق كنم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: تجارت خوبى است، آفرين بر تو، ولى پيشنهاد من آن است كه اين باغ را به فقراى فاميل و بستگان خويش دهى. او قبول كرد وباغ را بين آنان تقسيم كرد. «3»
2. چند نفر مهمان ابوذر شدند، ابوذر گفت: چون من گرفتارى دارم، شما خودتان يكى از شتران مرا نحر و غذا تهيه كنيد. آنها شتر لاغرى را انتخاب كردند. ابوذر ناراحت شد و پرسيد: چرا شتر فربه و چاق را نياورديد؟ گفتند: آن را براى نياز آينده تو گذاشتيم. ابوذر فرمود: روز نياز من روز قبر من است. «4»
3. وقتى فاطمه زهرا عليها السلام را در شب عروسى به خانه شوهر مىبردند، فقيرى از حضرت پيراهن كهنهاى درخواست كرد. فاطمه زهرا عليها السلام به ياد اين آيه «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ ...» افتاد و همان پيراهن عروسيش را به او بخشيد.
«1». بقره، 177.
«2». مائده، 2.
«3». تفسير كبير ومجمعالبيان؛ صحيحبخارى، ج 2، ص 81.
«4». تفسير مجمعالبيان.
جلد 1 - صفحه 563
برچسب:
نویسنده: زهرا نعمتی