خرید بک لینک

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

براي انجام وظيفه اش وارد سوریه شد

خبر ورودش به سرعت در تمامي مجامع علمي پيچيد .....

اصرار می کردند برای ضیافت شام همگی

از علماي اهل سنت بودند نمی پذیرفت

باز هم اصرار بالاخره گفت باشد ..

نشسته بودند و در تلاش بر اينكه شیعه را ضایع کنند!!

در نهايت کسی گفت:

برای تبرک هرکدام حدیثی بخوانیم نوبت به او رسید گفت:

تنها به این شرط می خوانم که...ادامه مطلب

برچسب: خاطره ای از دفاع مقدس,خاطره ای از یک شهید,خاطره ای از,خاطره ای از دوران دفاع مقدس,خاطره ای از شهید,خاطره ای از شهدا,خاطره ای از شهید بابایی,خاطره ای از عید نوروز,خاطره ای از,اسلامی,خاطره ای از دوران انقلاب, نویسنده: زهرا نعمتی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 17:32

صفحه بندی